الشيخ أبو الفتوح الرازي

125

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

نباشد ، و شافعى گفت : اگر سوگند خواست باشد و الَّا نباشد اگر گويد به خداى بر تو و سوگند مىدهم تو را به خدا اين سوگند نباشد به هيچ وجه ، و شافعى گفت : اگر سوگند خواست باشد و الَّا نباشد و سوگند بر فعل غيرى بنزديك ما سوگند نباشد و بر آن كفّاره نبود ، و شافعى گفت : درست باشد اگر آن غير بر آن كار كند او حانث نشود و اگر نكند حانث شود و بر او كفّارت باشد . و احمد حنبل گفت : كفّاره بر آن كس باشد كه سوگند او دروغ كند يعنى آن غير چون گويد « و اللَّه » ، سوگند باشد به همه حال و به ظاهر حكم سوگند بود آن را و اگر گويد : سوگند نخواستم از او قبول نكنند [ و شافعى هم اين گفت جز كه او گفت : اگر گويد سوگند نخواستم ، از او قبول كنند ] ( 1 ) چون گويد على عهد اللَّه بنزديك ما اين نذر باشد و چون خلاف كند بر ( 2 ) كفارت نذر باشد و ابو حنيفه و مالك گفتند : سوگند باشد ، و شافعى گفت : در عزم او نگرند اگر نيّت سوگند داشت سوگند باشد و الَّا نباشد . سوگند لغو آن باشد كه زبانش به آن سابق شود بى قصد او گويد لا و اللَّه و در دلش آن باشد كه بلى « و اللَّه » اين لغو باشد در او كفّارت نبود شافعى هم اين گفت ، و ابو حنيفه گفت : در او كفّارت باشد ، و مالك گفت : لغو اليمين سوگند غموس باشد ، و آن آن باشد كه بر ماضى سوگند خورد به دروغ به قصد ، چنان كه گويد : و اللَّه لقد كان كذا ، و دروغ باشد از حرج و اثم خالى نبود و بر او كفّارت نباشد و ابو حنيفه گفت : سوگند لغو ( 3 ) آن باشد كه بر ماضى سوگند خورد بحسب ظنّ خود چون پيدا شود كه بخلاف آن است بر او كفارت نبود اگر بر محالى سوگند خورد كه مقدور او نبود كفّارت لازم نيايد او را و مذهب ( 4 ) ابو حنيفه ( 5 ) و شافعى آن است كه در حال حانث شود ( 6 ) و كفّارتش لازم آيد اگر گويد او جهود است يا ترساست يا از خدا بيزار است و مانند اين اگر فلان كار نكنم و نكند اين سوگند نباشد و به مخالفتش حانث نشود و كفّارت واجب نبود بر او ، و اين مذهب مالك است و شافعى و اوزاعى و ليث بن سعد و ثورى

--> ( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 2 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر او . ( 3 ) . مج ، مت ، وز ، لت : لغو سوگند . ( 4 ) . مج ، مت : مذاهب . ( 5 ) . لت : او . ( 6 ) . مج ، مت ، وز : نشود .